نقد ادبی - ق دوازدهم
ریخت شناسی Morphology
به نظر پراپ همه داستانهای فولکلریک ( قصه های عامیانه ) دارای ساختار قطعی وواحدی هستند .مثلا در همه آنها قهرمان خصوصیات ویژه ای دارد .موقعیت ظهور او در خصوصیت ثابت و تکرار شونده ای در داستانهای دیگر دارد اعمال او ثابت وفرمول پذیر است .
یکی دیگر از ابداعات ساختگرایان به ویژه رولان بارت تئوری مرگ مولف است
به نظر آنان هیچ جنبه ای از شخصیت مولف و یا محیط تاریخی و اجتماعی او در اثر هنری قال بحث نیست .مولف مرده است حتی اگر زنده باشد .
به نظر یاکوبسن روسی زبان شش کارکرد عمده دارد :
1. نقش عاطفی که در آن جهت گیری پیام به سوی خود گیرنده است و معمولا با حروف ندا و یا اصوات مشخص می شود .وای ، دریغا ،...
2. نقش ترغیبی : جهت گیری پیام به سوی مخاطب است مثل جملات امری که در آنها قابلیت تشخیص صدق و کذب وجود ندارد .
3. نقش ارجاعی : که جهت گیری آن به سوی موضوع پیام است .قابلیت صدق و کذب دارد .
4. نقش فرا زبانی : یعنی آنکه زبان درباره خودش حرف بزند ( فاعل یعنی کننده کار ، منظور از fulltime تمام وقت است .)
5. نقش همدلی در این قسمت جهت گیری به سوی مجرای ارتباطی است .صدامو داری ، گوشت به منه ) در این نقش طرفین پیام از برقرار بودن مجرای ارتباطی اطمینان می یابند .
6. نقش ادبی : یعنی اینکه جهت گیری پیام به سوی خود پیام است یعنی مخاطب بیش از آنکه جلب محتوا شود جلب شکل پیام می شود .
یاکوبسن موضوع مهم دیگری را نیز در مکتب پراگ مورد بحث قرارداده او در مورد پدیده آشنایی زدایی فرمالیستی چیز جدیدی افزود مبنی بر : تمهیدات ادبی پس از مدتی خودشان صورتی مالوف و آشنا می یابند .
اینجاست که باید از خود تمهیدات ادبی آشنایی زدایی کرد بنابراین هرتمهید خاص عملکردی جدید می یابد و چنین است که ساختگرایی پراگ را مکتبی عملکردی می یابند.